تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنها ست

تنهایی را دوست دارم زیرا..

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست

و

انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد.


 

 

 

 

در فاصله‌ی گناه و دوزخ


خورشيد


هم‌چون دشنامي برمي‌آيد
و روز


شرمساري‌ ی جبران‌ناپذيري‌ست.




آه


پيش از آن که در اشک غرقه ‌شوم


چيزي بگوي



درخت،


جهل معصيت‌بار نياکان است




و نسيم


وسوسه‌يي‌ست نابه‌کار.



مهتاب پاييزي


کفري‌ست که جهان را مي‌آلايد.




چيزي بگوي


پيش از آن که در اشک غرقه‌ شوم
چيزي ‌بگوي

هر دريچه‌ی نغز


بر چشم‌اندازِ عقوبتي مي‌گشايد.




عشق


رطوبت چندش‌انگيزِ پلشتي‌ست


و آسمان


سرپناهي

تا به خاک بنشيني و


بر سرنوشت خويش


گريه سازکني.
آه


پيش از آن که در اشک غرقه‌شوم چيزي بگوي،


هرچه باشد


خامُش منشين
خدا را

پيش از آن که در اشک غرقه‌شوم


از عشق


چيزي بگوي!

احمد شاملو

 

دلهای بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند. عشق هایی که جان دادن در کنارشان آرزوئی شورانگیز است. اما کدام معشوقی مخاطب راستین چنین عشقی تواند بود؟ این عشق ها همواره در فضای مهگون و جادوئی اسطوره و افسانه سرگردان اند و در دل کلمات شعر و در حلقوم ناله های موسیقی و در روح ناپیدای هنرها و یا در خلوت دردمند سکوت و حسرت و خیال و تنهائی چشم براه آمدن کسی که می دانند نمی آید! راستی چرا عشق ها راست اند و معشوق ها دروغ؟ وانگهی عشق مگر نه بیتابی شورانگیز دل ها است در جستجوی گم کرده خویش؟
پیداست که من از عشقهای «بزرگ» سخن می گویم نه از عشقهای «شدید»، از نیازی که به «بی‌اوئی» است نه احتیاجی که، فقر «بی کسی»! هراس «مجهول ماندن»، نه درد « محروم بودن».
دکتر  شهید علي شريعتي

 

 

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 
،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند

و تو از او رسم محبت بیاموزی

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و

از غم زندگی برایش اشک بریزی


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست


بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری

آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،


بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

 
 
 
 

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره ي دكتراي نروژي سوالي مطرح كرد . استاد شما كه از جهان سوم مي آييد جهان سوم كجاست ؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود . من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم . به آن دانشجو گفتم : جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند خانه اش خراب مي شود و هر كس بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

( پروفسور دكتر محمود حسابي )